تبليغاتX
کلاغ روی بوم
گر بدین سان زیست باید پست:

من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم

بر بلند کاج خشک کوچه ی بن بست،

 

گر بدین سان زیست باید پاک

من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه

یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک... .

 پ ن نداریم ، دنبال چی می گردین؟؟؟؟ 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387ساعت توسط ري را |

دانی که به دیدن تو چونم تشنه،

هر لحظه که بینمت فزونم تشنه،

من تشنه ی آن دوچشم مخمور تو ام،

عالم همه زین سبب به خونم تشنه ... .

 پ ن: یه کاری کن که می تونی ، یه خونه شو تو ویروونی، ازین بیشتر نپرس از عشق ، نمیدونم ،نمیدونی...

 پ ن ۲: از تو متشکرم : عشقت مرا به اوج برد... .

+ نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان1387ساعت توسط ري را |

سلام

ازتون میخوام که یه دیالوگ در باره ی عشق برای من تو کامنت دونی بذارید،دلیلش رو بعدا" می گم بهتون.... لطفا" همه کسایی که میان حتما" این کار رو بکنن، مرسی ... .

آ:عشق چیست؟؟؟؟

ب: عشق یک ظرف شکستنی است... .

پ ن : البته لطفا" سعی کنید که دیالوگ ها کمی طولانی تر باشد .... مرسی

بعدا" نوشت:

لطفا" دیالوگ بنویسید ، من دیالوگ میخوام با محوریت عشق و نه تعریف آن...

می تو نید پروفایل من رو ببینید

+ نوشته شده در دوشنبه 20 آبان1387ساعت توسط ري را |

جز تو ،

         ای دور از من،

از همه بیزارم... .

پ ن:خونه پر از هوای تو ،خالی فقط صدای

تنها نفس مونده برام،مونده فقط برای تو

هرچی دارم فدای تو....

پ ن ۲: با جدایی هیچی تموم نمی شه ، عاشق از عاشقی سیر نمیشه... .

+ نوشته شده در یکشنبه 12 آبان1387ساعت توسط ري را |

به دنیایی که مردانش عصا از کور میدزدند،

من خوش باور نادان

                       محبت

                                   جستجو کردم

پ ن ۱: پست قبل از عرفان نظر آهاری بود

پ ن ۲: می خواستم به یاد قیصر امین پور بنویسم امانظرم عوض شد: یادش گرامی

پ ن ۳: بعد از ۶ماه، دیدار امروز چقدر چسبید هرچند کوتاه بود

پ ن ۴: دل من وقتی نباشی ، نداره راه عبوری ، چون فقط عشق تو توشه ، گرچه خیلی دوره دوری...

+ نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387ساعت توسط ري را |