تبليغاتX
کلاغ روی بوم
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
تو یه رویای کوتاهی دعای هر سحرگاهی
شدم خام عشقت چون مرا اینگونه میخواهی
شدم خام عشقت چون مرا اینگونه میخواهی

من آن خاموش خاموشم که با شادی نمیجوشم
ندارم هیچ گناهی جز که از تو چشم نمی پوشم
تو غم در شکل آوازی شکوه اوج پروازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی

مرا دیوانه میخواهی ز خود بیگانه میخواهی
مرا دلباخته چون مجنون ز من افسانه میخواهی
شدم بیگانه با هستی زخود بیخود تر از مستی
نگاهم کن نگاهم کن شدم هر آنچه میخواستی
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

بکش دل را شهامت کن مرا از غصه راحت کن
شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت کن
بکن حرف مرا باور نیابی از من عاشق تر
نمیترسم من از اقرار گذشت آب از سرم دیگر
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

پ ن: حیفم اومد شعر به این قشنگی رو توی یه "پ ن" کوچیک جا بدم واسه همین کلش رو نوشتم!!! هرچند شاید خیلی "چیپ" بیاد به نظرتون اما ... خب من دوسش دارم...

+ نوشته شده در دوشنبه 12 مرداد1388ساعت توسط ري را |

دنیای وارونه این و خوب میدونه من دیوونه تو رو دوست دارم

اون همه بدی هات دوباره با صدات گم میشه می ره زود از یادم

پ ن:بکش دل را شهامت کن مرا از غصه راحت کن

       شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت کن...

پ ن ۲: نمیدونم چرا این همه بغض دارم امشب:واسه نبودن مامانه یا واسه ندیدن...

+ نوشته شده در شنبه 10 مرداد1388ساعت توسط ري را |

چه حس خوبی که آدم بعد این همه مدت میاد میبینه هنوز دوستاش به یادشن...
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت توسط ري را |

چقدر خوبه اینجا!!!! برگشتم به خونه خودم!

دوست های ندیده ی من ! دوستتان دارم

پ ن:به زودی به همه سر می زنم....

+ نوشته شده در یکشنبه 4 مرداد1388ساعت توسط ري را |